فقر باعث افزایش آسیب پذیری در برابر بیماری های روانی می شود: یک مطالعه



علی رغم سطح بالای رفاه که اغلب در کشورهای ثروتمند شمال اروپا دیده می شود ، بسیاری از افراد اظهار می کنند که افسردگی یا اضطراب با ثروت مالی بالاتر همراه است.

اما این ایده با توجه به نتایج مطالعه جدیدی که توسط یک تیم تحقیقاتی چند رشته ای تهیه شده کاملاً اشتباه است.

در مطالعه جدید ، محققان این ارتباط مشروط بین ثروت و افسردگی را انکار می کنند. در مقابل ، نویسندگان بر این باورند که شدت بیماری های روحی رایج بیش از آنکه به افراد ثروتمند مبتلا شود ، به فقرا مبتلا می شود. تحقیقات نشان می دهد افرادی که در فقر زندگی می کنند اغلب تحت تأثیر بیماری روانی قرار دارند. به همین ترتیب ، کسانی که از افسردگی و اضطراب رنج می برند به دلیل از دست دادن شغل و درآمد ، با چالش های اقتصادی بیشتری روبرو می شوند که منجر به فقر می شود.

این مطالعه که اخیراً در مجله Science منتشر شده است ، متکی به مطالعه شواهد چند رشته ای انباشته است که نشان می دهد ارتباط علی دو طرفه ای بین فقر و شایع ترین بیماری های روانی ، مانند افسردگی و اضطراب وجود دارد.

به عنوان بخشی از مطالعه ، تیم توجه ویژه ای به ارتباطات بین وضعیت مالی و شرایط غیرمعمول کشف شده در طی همه گیر ویروس کرونا (COVID-19) داشت.

نویسندگان استدلال می کنند که درک سازوکارهای پشت این اثرات علی برای توسعه سیاست های موثر با هدف بهبود بهزیستی روانشناختی و کاهش فقر بسیار مهم است. سرمایه گذاری در بهداشت روان ، عملکرد اقتصادی را بهبود می بخشد و همچنین در صورت وجود سیاست هایی که موجب بهبود رفاه اقتصادی می شود ، در سلامت روان نیز بهبود می یابد.

مطالعات طی چند ماه گذشته افزایش بسیار نگران کننده ای در میزان افسردگی ، اضطراب و استرس نشان داده است.

نویسندگان می گویند: “البته ، نگرانی های بهداشتی ، صدمات شخصی و محرومیت اجتماعی ناشی از این بیماری همه گیر سلامت روان را بدتر می کند” ، اما این امر همچنین به دلیل تأثیرات اقتصادی اپیدمی است.

داده ها نشان می دهد که در کشورهایی مانند ایالات متحده و هند ، کارگران با دستمزد پایین بیشتر در معرض رنج مالی ناشی از بیماری همه گیر قرار دارند. در غیاب کشوری که از حمایت مالی قوی خانواده ها در چنین کشورهایی برخوردار باشد ، فقیران تحت تأثیر یک فاجعه سه گانه قرار می گیرند: COVID-19 ، سلامت روانی ضعیف و رنج اقتصادی. دو مورد اخیر می توانند یکدیگر را تقویت کنند.

گوتام رائو ، دانشیار اقتصاد در دانشگاه هاروارد و محقق تحقیق در این تحقیق ، توضیح می دهد که نتایج همچنین در مورد کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) اعمال می شود.

داده ها نشان می دهد که تقریباً همه کشورها در دریای مدیترانه شرقی در مقایسه با میانگین های جهانی از فشار روانی زیادی از جمله افسردگی و اضطراب رنج می برند.

رائو می افزاید كه كشورهای منطقه MENA هزینه كمی در تأمین خدمات روانشناختی برای مردم خود می كنند.

ویکرام پاتل ، استاد دانشکده بهداشت عمومی هاروارد و یکی از نویسندگان این تحقیق ، می گوید که بهزیستی روانی و اقتصادی با هم ارتباط تنگاتنگی دارند. در نتیجه ، بهبود رفاه اقتصادی فرد ، چه از طریق حواله یا بیمه درمانی ، خطر اضطراب و افسردگی را کاهش می دهد.

به همین ترتیب ، به عنوان مثال ، بهبود سلامت روان فرد از طریق روان درمانی ، مزایای اقتصادی دارد زیرا باعث افزایش اشتغال و سود می شود.

محققان معتقدند كه قانع كننده ترين شواهد مبني بر اينكه فقر عامل بيماري رواني است ، از مطالعات حواله هاي تصادفي و برنامه هاي ديگر ضد فقر حاصل مي شود. در این آزمایشات به افراد انتخاب شده تصادفی مبالغ زیادی پول نقد یا دارایی های ارزشمند (مانند بزها) تعلق می گیرد.

در بسیاری از کشورها و محیط های مختلف ، مطالعات نشان می دهد افرادی که این انتقال و مزایا را دریافت می کنند ، سلامت روان خود را طی ماه ها یا سالها بهبود بخشیده اند ، بیشتر از کسانی که مزایای یکسان دریافت نکرده اند.

یافته ها به این معنی است که دانشمندان متقاعد شده اند که این اثر مثبت ناشی از روند انتقال مالی است و نه به دلیل عاملی دیگر که باعث ثروتمند شدن برخی افراد و سلامت روانی آنها می شود.

پاتل می گوید درک روابط بین فقر و مسائل بهداشت روان برای توسعه سیاست های موثرتر برای بهبود سلامت روان و کاهش فقر مهم است. با توجه به پیوند تنگاتنگ فقر و بهداشت روان ، سیاست ها باید این دو موضوع را با هم حل کنند ، نه جدا.

وی افزود: “ما شواهدی در دست داریم که شرایط اولیه زندگی ، مانند فقری که کودکان قبل یا بعد از تولد تجربه می کنند ، می تواند به طور جدی بر سلامت روان آنها در دوران بلوغ تأثیر بگذارد.” “این یک دلیل قوی برای حمایت مالی از زنان باردار و مراقبان است. بچه های جوان. “

تا همین اواخر به طور کلی در بسیاری از کشورهای با درآمد کم و متوسط ​​به بهداشت روان توجه زیادی نمی شد. و بیشتر تحقیقات اقتصادی جای کمی برای سلامت روان باقی می گذارد. یک دلیل برای این امر ممکن است این باشد که اندازه گیری سلامت روان دشوارتر از اندازه گیری درآمد یا مصرف است.

بسیاری از کشورها نیز به میزان قابل توجهی کمتر از هزینه های بهداشت جسمی خود در مراقبت های بهداشت روان سرمایه گذاری می کنند ، اگرچه بیماری روانی شدیدتر از بیماری جسمی است.

نویسندگان بر این باورند که بحران های بهداشت عمومی ، مانند بحران بهداشت جهانی فعلی ، به طور منحصر به فردی بر فقرا تأثیر می گذارد ، بنابراین رشد سرمایه گذاری در بهداشت روان اکنون یک نیاز فوری است.

افزایش هزینه های مراقبت های بهداشت روان و رفع شکاف های عظیم درمانی باید با توجه به مزایای روانی و اقتصادی که دریافت می کنند از اولویت های اصلی دولت ها باشد.





دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *