نابرابری ، رکود اقتصادی به قطب اجتماعی ، جنبش های راست دامن می زند



بر اساس یک مطالعه جدید ، رکود اقتصادی و رشد نابرابری ثروت ممکن است باعث شود که افراد تعاملات اجتماعی خود را بر روی کسانی متمرکز کنند که دارای دیدگاه ها و زمینه های مشابه هستند.

این مطالعه می افزاید که این امر به نوبه خود منجر به دو قطبی شدن بیشتر و ایجاد جوامع منزوی می شود که می تواند ظهور افراط گرایی سیاسی را افزایش دهد.

نتایج منتشر شده اخیر در ژورنال ، پیشرفت علمی، نشان می دهد که این قطب بندی می تواند مسری باشد. جمعيت زيادي كه با مشكلات اقتصادي روبرو است مي تواند منجر به قطبي شدن گسترده شود ، حتي در صورت بهبود شرايط اقتصادي ممكن است اجتناب ناپذير باشد.

نتایج ممکن است ایده ای از چگونگی پدید آمدن جنبش های پوپولیستی و سایر جنبش های راست افراطی ، از جمله در ایالات متحده باشد ، جایی که محققان نشان داده اند نابرابری و قطب بندی در سه دوره انتخابات ریاست جمهوری اخیر به هم پیوند خورده است. شبکه های ایمنی اجتماعی می توانند با جلوگیری از افت درآمد کافی برای تحریک رفتارهای قطبی و مخاطرات اجتماعی ، مانع از این شوند که به آشفتگی سیاسی منجر شود.

جنبش های پوپولیستی در کشورهای مختلف جهان از ایالات متحده و انگلیس گرفته تا هند و برزیل شکل گرفته است. در حالی که محققان سعی می کنند ریشه این جنبش های قطبی را که باعث درگیری های اجتماعی می شود ، درک کنند ، بیشتر بحث ها بر خلاف بحث هایی که درمورد مسائل اقتصادی است ، بر هویت اجتماعی متمرکز است.

برای مطالعه این گروه ها ، محققان مدلی را برای تعامل در داخل و خارج گروه تحت شرایط متغیر اقتصادی ایجاد کردند.

پیش از این شواهدی وجود داشت که قطب سیاسی و سیاست های هویتی ، اگر نه همیشه ، با نابرابری افزایش و کاهش یابد ، اما هیچ کس دلیل دقیق این امر را نمی دانست.

با این حال ، برخی فرآیندهای بازخورد شناخته شده وجود دارد ، مانند تصاحب سازمان ها ، به طوری که مردم وقتی پول بیشتری دارند ، نفوذ سیاسی بیشتری پیدا می کنند.

“آنچه ما ایجاد کردیم اولین توضیح واضح درباره آنچه ممکن است اتفاق بیفتد بود ، و سپس ما از شبیه سازی های رایانه ای استفاده کردیم تا ببینیم این توضیح سازگار است یا خیر ، و ما دریافتیم که این بهتر از آن است که فکر می کردیم. سپس ما آن را با داده های بیشتری آزمایش کردیم. “، گفت: جوانا برایسون ، استاد اخلاق و فن آوری در دانشکده مدیریت هرتی در برلین و یکی از نویسندگان این تحقیق.

وی گفت: نابرابری افراد را در معرض خطر اقتصادی مانند از دست دادن خانه یا شغل خود قرار می دهد تا به افرادی که مانند آنها هستند یا به آنها تعلق دارند پناه ببرند. این به این معنی است که فرصت های کمک به این گروه همگن بسیار بیشتر از آن است که در جامعه متنوعی باشید.

برایسون خاطرنشان می کند ، اگر دولت ها بخواهند اطمینان حاصل کنند که فقرا هنوز در شرایط خوبی هستند و شرایط آنها خراب نشده است ، ممکن است کشور از نابرابری رنج ببرد ، اما بدون قطب شدن. این مدل مراقبت های اجتماعی در سطح ملی ، به عنوان مثال در آلمان و چین ظهور کرده است.

این مطالعه دو جنبه بسیار مهم دیگر را نیز در این شرایط نشان داد. اولین مورد این است که اگر اوضاع واقعاً بد باشد ، می دانید که کار با دیگران مانند شما کافی نخواهد بود و باید دوباره به کار با همه افراد موجود برگردید. این “قمار برای نجات” نامیده می شود ، که این اطمینان را می دهد که وقتی واقعاً به دردسر می افتید ، می توانید ریسک بزرگی کنید زیرا می دانید گزینه دیگری وجود ندارد ، به گفته بریسون.

جنبه دوم دفع قطب است. این بدان معنی است که می توان بر روی مدلی کار کرد که اگر نابرابری کاهش یابد یا رفاه فقیرترین افراد بهبود یابد ، پس باید قطبش برداشته شود. و درست می گویید – اما فقط در ساده ترین موارد.

اما اگر مدل پیچیده تر شود ، نتیجه این خواهد شد که حتی اگر اقتصاد نیز بهبود یابد ، مردم دوباره اعتماد نخواهند کرد. و غالباً یک رویداد بزرگ مانند جنگ یا همه گیری لازم است تا به مردم یادآوری شود که آنها کار خوبی انجام می دهند و به یکدیگر احتیاج دارند.

نکته مهم ، اگر نابرابری افزایش یابد ، نهادها به نفع همه افراد نیستند ، بلکه فقط به نفع برخی از افراد است.

“در نتیجه ، این نظرسنجی باید به عنوان زنگ خطری برای سیاستمداران و کسانی که آنها را تحت تأثیر قرار می دهند ، باشد و اگر شما یک جامعه با ثبات و سالم می خواهید ، باید توزیع کافی ثروت و ایجاد نهاد برای اطمینان از برایسون خاطرنشان کرد: “یعنی ثروتمندان باید مالیات خود را بپردازند ، از آنها فرار نکنند ، و افراد قدرتمند باید از قدرت خود برای اطمینان از توزیع خوب مزایا استفاده کنند.”

به گفته برایسون ، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) نمونه خوبی از یک منطقه بسیار متنوع است ، اما در عین حال جمعیت آن از تولید ناخالص داخلی پایین و نابرابری رنج می برد. مردم این کشور در یافتن کار و تأمین معاش خانواده خود با مشکلاتی روبرو هستند که این شرط قطب شدن است.





دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *